الشيخ حسين المظاهري
24
معارف اسلام در سوره يس (فارسى)
به قول ما طلبهها اين جمله ، « ذِكْرُ الشَّيْيِ مَعَ البَيِّنَةِ والبُرْهان » است ، يعنى جملهاى فرموده است كه دليل آن در خود جمله نهفته است . قرآن دليل رسالت : اينكه مىفرمايد « قسم به قرآن كه تو پيامبرى » ، يك مدعا است ، ولى به چه دليل تو پيامبرى ؟ به دليل اينكه قرآنت حكيم است . نظير اين است كه شخصى به پسرش بگويد : علماء را اكرام كن . جمله « اكرام كن » امرى است از طرف پدر ، اما همراه اين امر ، دليل اينكه چرا امر كردهام هم آمده است : علماء را احترام كن ، زيرا عالمند . ما طلبهها مىگوئيم « تعليق شيئى بر وصف مشعر به عليت مبدأ اشتقاق است » يعنى وقتى مىگويند عالم را اكرام كن ، در اين جمله نهفته است كه احترامش به خاطر علم اوست ، نه چيز ديگر . اين آيه شريفه هم كه مىفرمايد : « و القران الحكيم انك لمن المرسلين » قسم به قرآنى كه در آن حكمت نهفته است ، قسم به قرآنى كه سراسر حكمت است ، تو پيامبرى ؛ بازگشتش به اين است كه اى رسول خدا تو پيامبرى و دليل پيامبرى تو هم قرآن سراسر حكمت تو است . اين جمله ، هم بسيار رسا و هم بالاترين دليل بر نبوت پيامبراكرم ( ص ) است . فرق پيامبران سلف با پيامبر ما در اين است كه گرچه همه آنها معجزه داشتهاند ، اما معجزات آنان از بين رفته است و معجزه پيامبر ما باقى مانده است . حضرت موسى معجزه داشت : عصاى او مىتوانست اژدها شود ، يك بيابان سحر و جادو را ببلعد . كف دست او در ظلمت ، نور مىداد و تاريكىها را روشن مىساخت . اما اين معجزهاى بود كه گذشت و اكنون وجود ندارد ، تورات هم علاوه بر اين كه معجزه نبود باقى هم نماند و به تعبير خود يهوديان ، تورات كنونى تورات خرافى است نه تورات آسمانى و به وسيله عدهاى از شاگردان حضرت موسى ( ع ) نوشته شده است . قرآن معجزه جاويد پيامبر ( ص ) اما رسول گرامى ما معجزهاى دارد كه تا قيامت باقى مىماند و پروردگار عالم نيز وعده داده است كه اين معجزه نابود نخواهد شد :